وب نوشت های یک بیش فعال فرهنگی

فرهنگ دینی و شیعی مظلوم تر از همیشه، باز هم بر بلندای افق بشریت به روشنی می درخشد.

وب نوشت های یک بیش فعال فرهنگی

فرهنگ دینی و شیعی مظلوم تر از همیشه، باز هم بر بلندای افق بشریت به روشنی می درخشد.

وب نوشت های یک بیش فعال فرهنگی
پیام های کوتاه
  • ۲ شهریور ۹۵ , ۱۰:۲۱
    سلام
  • ۱ شهریور ۹۵ , ۱۱:۵۳
    سلام
آخرین نظرات
  • ۲ فروردين ۹۶، ۱۴:۲۷ - سیامک پور اسد
    ✔ +
  • ۲۵ اسفند ۹۵، ۱۲:۳۶ - گل نرگس
    +++
  • ۲۲ اسفند ۹۵، ۲۱:۴۷ - سیامک پور اسد
    +
  • ۲۰ اسفند ۹۵، ۲۲:۳۷ - سیامک پور اسد
    +++
پیوندها

۳۲ مطلب با موضوع «حکایات ناب» ثبت شده است

چهارشنبه, ۵ اسفند ۱۳۹۴، ۰۵:۵۵ ب.ظ

شفاعت حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)

روایت داریم: روز قیامت که می‌شود، حضرت فاطمه زهرا علیها السلام می‌آید در صحرای محشر، پیراهن غرقه به خون آقا ابا عبد الله الحسین علیه السلام را می‌آورند، سر به آسمان می‌کنند می‌گویند: ای خدا تو حکم کن، بین ما و کسانی که به ما ظلم کردند، اذیت و آزار رساندند.

بعد اینگونه برای عزاداران فرزندشان ابا عبد الله علیه السلام دعا می‌کنند: خدایا هرکس برای حسین من گریه کرده، اشک ریخته شفاعت او را شامل حالش بکن. ما از او شفاعت بکنیم.

شفاعت حضرت زهرا سلام الله علیها پذیرفته می‌شود. خوشا بحال آنهایی که دو ماه برای ابا عبد الله علیه السلام اشک ریختند و گریه کردند. زحماتشان و مزدشان با حضرت زهرا علیها السلام است. اما داغ حضرت فاطمه زهرا با دل بچه‌ها، با دل مولا امیر المؤمنین علیه الصلاة و السلام چه کرد؟

             من به یک­باره در از قلعه خیبر کندم            داغ زهرای جوان از نفس انداخت مرا

طبق وصیت بی‌بی فاطمه زهرا علیها السلام ، حضرت نیمه‌های شب بدن آزرده زهرایش را غسل می‌داد. وقتی که می‌خواست صورت بی‌بی فاطمه زهرا علیها السلام را با کفنش بپوشاند، دید بچه‌ها و یتیم‌های زهرا علیه السلام خیره‌ خیره نگاه می‌کنند. یک وقت آقا صدا زدند، حسنین من، زینبین من، بیایید برای آخرین بار با مادر جوانتان وداع و خداحافظی بکنید. آقا امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرماید: خدا را شاهد می‌گیرم، حسنین آمدند خودشان را بر سینه مادر انداختند. یک وقت ناله جانسوزی از دل فاطمه زهرا علیها السلام بلند شد، بندهای کفن باز شد، حسنین را به سینه چسبانید، آنچنان این منظره دلخراش بوده، یک وقت ندایی از آسمان بلند شد «یا أَبَا الْحَسَنِ ارْفَعْهُمَا عَنْهَا»( بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار/ مجلسی/ ج‏43/179    باب 7 ما وقع علیها من الظلم و بکائها و حزنها و شکایتها فی مرضها إلى شهادتها و غسلها و دفنها و بیان العله فی إخفاء دفنها صلوات الله علیها و لعنه الله على من ظلمها .....  ص : 155) یا علی یتیمان زهرا را از روی سینه مادر بردار. ملائکه آسمان به گریه و ناله درآمدند، طاقت دیدن این صحنه را ندارند. مولا نزدیک آمدند، یتیمان زهرا علیها السلام را نوازش و محبت کردند، با مهربانی اینها را جدا کردند. عرض کنیم: علی جان، کاش می‌آمدی کربلا کنار قتلگاه. با یتیمان حسین این­ها چه کردند؟ آیا آمدند با نوازش و محبت؟ نه! آمدند با تازیانه. دختر ابا عبد الله را از بدن آغشته به خون پدر جدا کردند...

«لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم.»

حجةالاسلام و المسلمین فرحزاد

 

۲۸ نظر موافقین ۱۷ مخالفین ۰ ۰۵ اسفند ۹۴ ، ۱۷:۵۵
مهدی ابوفاطمه
چهارشنبه, ۵ اسفند ۱۳۹۴، ۰۵:۵۲ ب.ظ

فاطمه(سلام الله علیها)، سند مظلومیت شیعه

عزیزان ببخشید که مدتی نبودم،‌ خیلی سرم شلوغ بود.

یک متن سخنرانی دکتر رفیعی رو براتون میذارم ان شالله استفاده ببریم.

...

عزیزان! فاطمیه، باید بیش از این‌ها تجلیل شود، زیرا سند مظلومیت شیعه است.

فاطمیه فصل تجدید غم است                      بر لب شیعه سرود ماتم است

در فاطمیه یک دنیا اندوه وجود دارد. عاشورا و شهادت امیرالؤمنین جای خود، اما مصیبت فاطمه آغاز مصیبت‌های شیعه است. اول شهیدی که در راه امامت و ولایت فدا شد در این ایام بود. نمی‌دانم فاطمه در این شب‌ها چه حالتی داشت، اما نوشته‌اند: «کَالشَّبَهِ» به قدری لاغر شده بود مثل شبهی می‌ماند در رختخواب. دیگر فاطمه بعد از پدر «نَاحِلَةَ الْجِسْمِ، مُنْهَدَّةَ الرُّکْنِ، بَاکِیَةَ الْعَیْنِ مُحْتَرِقَةَ الْقَلْب(بحارالانوار، ج43، ص 181؛ مناقب، ج3، ص 362.)» اشک چشمش خشک نشد، سوز قلبش آرام نگرفت و روز به روز لاغرتر می‌شد. اگر کسی پیش او می‌رفت می‌دید که امروزش با دیروزش به کلی فرق کرده است. بعضی از زن‌ها می‌آمدند سؤال می‌کردند: خانم! بیماری شما چیست؟ که این قدر بدنتان نحیف شده و شما را از پا درآورده است؟ می‌فرمود: بیماری من تنها بیماری جسمی نیست، من از ظلمی که به حق علی علیه السلام روا داشته شده است می‌سوزم. فقدان پدر و ظلم به علی؛( بحارالانوار، ج 43، ص 156؛ مناقب ابن شهر آشوب، ج2، ص 205 – 49.) جسمم را نحیف و مانند شَبَه ساخته است.

سنگ صبورش قبر پیغمبر بود. بلند می‌شد، آرام می‌آمد کنار قبر رسول الله و با خودش نجوا می‌کرد: یا رسول الله! «بَقِیتُ وَالِهَةً وَحِیدَةً وَ حَیْرَانَةً فَرِیدَة» بابا، به خدا بعد از تو تنها شدم. مردم از ما اعراض کرده‌اند. بابا! دیگر جواب سلام علی را هم نمی‌دهند. خانه‌ای را که شش ماه بر در آن خانه می‌آمدی و می‌گفتی: السّلام علیکم یا اهل البیت و آیۀ تطهیر را می‌خواندی، بلند شو ببین با آن چه کرده‌اند.

بنگر به جانب کاشانۀ زهرا
ماندم به میان در و دیوار زکینه
به دل خستۀ زهرا نظری کن
بعد از تو پدر رفت ز کف عزّت زهرا        

بنگر به در سوختۀ خانۀ زهرا
تا محسن من سقط شد ای ماه مدینه
بر پهلوی بشکستۀ زهرا نظری کن
جز مرگ نباشد پس از این حسرت زهرا

 

بابا، یک خواهش از تو دارم. دعا کن فاطمه پیش تو بیاید و به تو ملحق گردد؛

 «یَا إِلَهِی عَجِّلْ وَفَاتِی سَرِیعاً».( بحارالانوار، ج43، ص 177.)

حجةالاسلام و المسلمین رفیعی

 

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ اسفند ۹۴ ، ۱۷:۵۲
مهدی ابوفاطمه
جمعه, ۲۷ آذر ۱۳۹۴، ۰۷:۱۳ ب.ظ

روزه

ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭی ﮐﻪ ﺁﻗﺎ ﺍمام حسین (ع) ﺭﻭﺯﻩ ﮔﺮﻓﺘﻪ بودند، حضرت ﻓﺎﻃﻤﻪ (سلام الله علیها) ﻓﺮﺳﺘﺎﺩند ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺁﻗﺎ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ (ص) .
ﯾﺎ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﺍﺳﺖ ﺣﺴﯿﻦ (ع) ﺭﻭﺯﻩ ﮔﺮﻓﺘﻪ، ﺍﻓﻄﺎﺭ ﻗﺪﻡ ﺭﻧﺠﻪ ﮐﻨﯿﺪ، ﺧﺪﻣﺖ ﺷﻤﺎ ﺑﺎﺷﯿﻢ، ﻫﻤﻪ ﮐﻨﺎﺭ ﺳﻔﺮﻩ ﯼ ﺍﻓﻄﺎﺭ ﺣﺴﯿﻦ (ع) ﺟﻤﻌﻨﺪ، ﻭﻗﺖ ﺍﻓﻄﺎﺭ ﮐﻪ ﺷﺪ، ﺁﺏ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺣﺴﯿﻦ (ع) ﮔﺬﺍﺷﺘﻨﺪ، ﻭﻗﺘﯽ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺍﻓﻄﺎﺭ ﮐﻨﺪ ﯾﮏ ﻧﮕﺎﻩ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺟﺪﺵ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ (ص) ﮐﺮﺩ، ﯾﺎ ﺟﺪّﺍﻩ، ﺑﻪ ﻣﻦ ﭼﻪ ﻣﯽﺩﻫﯽ ﺍﻓﻄﺎﺭ ﮐﻨﻢ؟
رسول الله (ص) ﯾﮏ ﻧﮕﺎﻩ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻗﺸﻨﮓ ﺣﺴﯿﻦ (ع) ﮐﺮﺩ، ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﻧﺼﻒ ﻋﺒﺎﺩﺕ ﻫﺎﯼ ﻣﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻥ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ.
آقا ﺍﻣﯿﺮﺍﻟﻤﺆﻣﻨﯿﻦ (ع) ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﺣﺴﯿﻦ ﺟﺎﻥ ﺍﻓﻄﺎﺭ ﮐﻦ، ﺑﺎﺑﺎ ﺟﺎﻥ ﺑﻪ ﻣﻦ ﭼﻪ ﻣﯽﺩﻫﯽ ﺍﻓﻄﺎﺭ ﮐﻨﻢ؟ ﺍﻣﯿﺮﺍﻟﻤﺆﻣﻨﯿﻦ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﻧﺼﻒ ﻋﺒﺎﺩﺕ ﻫﺎﯼ ﻣﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻥ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ.
فرﺩﺍﯼ ﻗﯿﺎﻣﺖ ﯾﮏ ﻭﻗﺖ ﺑﻪ ﭘﺮﻭﻧﺪﻩﯼ ﺍﻋﻤﺎﻟﺖ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ ﻋﺒﺎﺩﺕ ﻫﺎﯼ علی (ع) ﺭﺍ ﻣﯽﺑﯿﻨﯽ.
حضرت فاطمة الزهرا (س) ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﭘﺴﺮﻡ ﺍﻓﻄﺎﺭﮐﻦ، ﻣﺎﺩﺭ ﺑﻪ ﻣﻦ ﭼﻪ ﻣﯽ ﺩﻫﯽ ﺍﻓﻄﺎﺭ ﮐﻨﻢ؟ ﻧﺼﻒ ﻋﺒﺎﺩﺕ ﻫﺎﯼ ﻣﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻥ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ.
ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ (ع) ﻓﺮﻣﻮﺩ: ای برادر ﺍﻓﻄﺎﺭ ﮐﻦ. و اینک امام حسین از حضرت پرسید که ﺑﺮﺍﺩﺭ ﺟﺎﻥ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﻣﻦ ﭼﻪ ﻣﯽ ﺩﻫﯽ؟
ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﻓﺮﺩﺍﯼ ﻗﯿﺎﻣﺖ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﺮ ﺩﺭ ﺑﻬﺸﺖ ﻣﯽ ﺍﯾﺴﺘﻢ ﻭ ﯾﮏ ﯾﮏ ﻣﺤﺒّﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﻭﺍﺭﺩ ﺑﻬﺸﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ، ﻭﻗﺘﯽ ﻫﻤﻪﯼ ﺁﻧﻬﺎ ﻭﺍﺭﺩ ﺑﻬﺸﺖ ﺷﺪﻧﺪ، ﺑﻌﺪ ﺧﻮﺩﻡ ﻭﺍﺭﺩ ﻣﯽ ﺷﻮم.
جابر بن عبدالله انصاری گوید رسول خدا صلی الله علیه واله به علی علیه السلام فرمود؛
یا علی! اگر امت من آنقدر روزه بگیرند که مانند میخ ها باریک شوند و آنقدر نماز بخوانند که مانند کمان خمیده گردند و پس از آن با تو دشمن باشند خداوند آن ها را با صورت به آتش خواهد افکند.
 
شواهد التنزیل.ج1.ص426


۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۷ آذر ۹۴ ، ۱۹:۱۳
مهدی ابوفاطمه
جمعه, ۲۷ آذر ۱۳۹۴، ۰۷:۱۲ ب.ظ

امانتداری

امام باقر علیه السلام می فرماید : «ثلاث لم یجعل الله عزوجل لاحد فیهن رخصة: اداء الامانة الی البر و الفاجر...»

 

 خداوند اجازه ترک سه چیز را به هیچ کس نداده: یکی رد امانت (به صاحبش) می باشد چه نیکوکار باشد چه بدکار... .(بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۵۶)

 

پیامبر اسلام، قبل و بعد از بعثت به «محمّد امین» معروف بود و مردم اشیای گرانبهای خود را نزد آن حضرت به امانت می سپردند.

 حتی در شب هجرت (لیلة المبیت) که رسول خدا مخفیانه از مکه خارج شد، امانتهای مردم را که اغلب از کفار بودند، نزد «امّ ایمن» نهاد و به امیرمؤمنان ـ علیه السلام ـ فرمود که در موقع مناسب به صاحبانش برگرداند.(مستدرک الوسائل، ج ۲، ص ۵۰۴ )

·     امیر مؤمنان ـ علیه السلام ـ فرمود: سوگند می خورم که لحظه ای قبل از وفات پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ سه بار از او شنیدم که فرمود:«یا اباالحسن اد الامانة الی البر و الفاجر فیما قل و جل حتی فی الخیط و المخیط» ای علی! امانت را به نیکوکار و بد کار پس بده، کم باشد یا زیاد، حتّی نخ و سوزن.(بحارالانوار، ج ۷۷، ص ۲۷۵. )

·     همچنین آن حضرت در یکی از وصیتهایش فرمود:«ادّوا الامانات ولو الی قتلة الانبیاء» امانتها را رد کنید، گرچه به قاتلان پیامبران باشد.(تحف العقول، ص ۷۴.)

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۷ آذر ۹۴ ، ۱۹:۱۲
مهدی ابوفاطمه
جمعه, ۲۷ آذر ۱۳۹۴، ۰۷:۱۲ ب.ظ

شب بیداری

از «نوف بکالی» روایت شده که می گوید: شبی امیرالمؤمنین علیه السلام را دیدم که از بستر برخاسته و به ستارگان می نگرد، آنگاه به من فرمود: ای نوف! خوابی یا بیدار؟

گفتم: بیدار.

فرمود: ای نوف! خوشا به حال پارسایانِ این جهان که دل در سرای دیگر بسته اند، آنان که زمین را فرش و خاک را بستر، و آب را شربت نوشین، و قرآن را شِعار (جامه زیرین، یعنی روش خود و زینت دل) و دعا را دِثار (جامه رو، یعنی مانع حوادث) قرار داده اند و همانند حضرت عیسی از دنیا بریده و جدا گشته اند.
ای نوف! حضرت داوود علیه السلام شب ها در چنین ساعتی از بستر برمی خواست و می گفت:

«این ساعتی است که هیچ بنده ای خدای بزرگ را نخواند، مگر این که دعایش مستجاب شود، جز آن که باج گیر یا جاسوس خبرچین، یا گزمه که همکار داروغه ستمگر است و یا نوازنده طنبور و طبل باشد.
نهج البلاغه فیض، حکمت 101، ص 1133



۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۷ آذر ۹۴ ، ۱۹:۱۲
مهدی ابوفاطمه
شنبه, ۱۸ مهر ۱۳۹۴، ۰۹:۵۰ ق.ظ

شوخی و جدی

مرحوم حاج شیخ ذبیح الله ذبیحی می فرمودند: یکی از علمای نجف از دنیا رفت. بعد از فوتش یکی از شاگردانش او را در خواب دید از او پرسید در آن عالم چه خبر است؟ ایشان گفتند: آنچه ما در این دنیا شوخی گرفتیم در این عالم جدی گرفتند.

.

.

.

خدا عاقبت ما را ختم به خیر کنه.

۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۸ مهر ۹۴ ، ۰۹:۵۰
مهدی ابوفاطمه
شنبه, ۱۸ مهر ۱۳۹۴، ۰۹:۴۶ ق.ظ

ضعف من

مرحو حاج کریم دستمالچی رومینا می فرمودند: گاهی به حق تعالی عرض می کنم: خدایا من قدرت تو، عظمت تو، جلالت تو و بزرگی سایر کمالات تو را که نمی فهمم ولی تا حدودی ضعف خودم را می فهمم، می فهمم چقدر ضعیف هستم، عرض می کنم: خدایا به ضعف من به من ترحم فرما.

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۸ مهر ۹۴ ، ۰۹:۴۶
مهدی ابوفاطمه
شنبه, ۱۸ مهر ۱۳۹۴، ۰۹:۴۱ ق.ظ

مقامات ...

مرحوم حاج میرزا مهدی ولایی می فرمودند: هر کس وارد مقامات خاندان رسالت صلی الله علیه و آله و سلم می شود نمی تواند هضم کند، دچار مشکل می شود.

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۸ مهر ۹۴ ، ۰۹:۴۱
مهدی ابوفاطمه
يكشنبه, ۵ مهر ۱۳۹۴، ۰۱:۰۳ ب.ظ

چای خوردن در مجالس ابا عبدالله علیه السلام

مرحوم شیخ عبدالله بختیاری (مشهور به پیاده) میفرمودند شخصی در نجف در مجالس امام حسین علیه السلام شرکت می نمود اما اصلاً گریه نمی کرد چون برای چای و سیگاری که در این مجالس به شرکت کنندگان می دادند حاضر می شد، نه برای مصیبت شنیدن و گریستن! من هم او را می دیدم خیلی ناراحت می شدم.
هنگامی که به ایران بازگشتم دیدم او هم به ایران آمده و همان برنامه ی نجف خود را در ایران هم انجام می دهد! (یعنی تنها برای چای خوردن به روضه می آمد) پس از مدتی از دنیا رفت و من در خواب دیدم او در باغی سرسبز و خرم و بسیار خوشحال بود ! گفتم: « تو این جا چه کار می کنی ؟! » گفت: « این باغ را امام حسین علیه السلام به من داده است ؛ پس از مرگم سیدالشهداء علیه السلام آمد و دستم را گرفت و فرمود: " فعلاً برو در این باغ تا فردای قیامت هم جائی که در بهشت برایت معین کرده ام ، به تو بدهم " »!
من (=شیخ عبدالله پیاده) گفتم : « آخر تو که گریه نمی کردی ! » او پاسخ داد : « بله ؛ اما آیا تو دیدی من چای جای دیگری را بخورم ؟! من تنها چای امام حسین علیه السلام را می خوردم »
۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۵ مهر ۹۴ ، ۱۳:۰۳
مهدی ابوفاطمه
جمعه, ۳ مهر ۱۳۹۴، ۰۵:۲۸ ق.ظ

قیمت بهشت

حضرت آیت الله سید جعفر سیدان فرمودند: حدیث دارد که روز قیامت به شخص مظلوم بهشت نشان داده می شود و می گویند: اینجا فروشی است و ثمن و بهاء آن عفو و بخشش است. از یکدیگر می گذرند و باهم وارد بهشت می شوند.

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۳ مهر ۹۴ ، ۰۵:۲۸
مهدی ابوفاطمه