وب نوشت های یک بیش فعال فرهنگی

فرهنگ دینی و شیعی مظلوم تر از همیشه، باز هم بر بلندای افق بشریت به روشنی می درخشد.

وب نوشت های یک بیش فعال فرهنگی

فرهنگ دینی و شیعی مظلوم تر از همیشه، باز هم بر بلندای افق بشریت به روشنی می درخشد.

وب نوشت های یک بیش فعال فرهنگی
پیام های کوتاه
  • ۲ شهریور ۹۵ , ۱۰:۲۱
    سلام
  • ۱ شهریور ۹۵ , ۱۱:۵۳
    سلام
آخرین نظرات
  • ۲ فروردين ۹۶، ۱۴:۲۷ - سیامک پور اسد
    ✔ +
  • ۲۵ اسفند ۹۵، ۱۲:۳۶ - گل نرگس
    +++
  • ۲۲ اسفند ۹۵، ۲۱:۴۷ - سیامک پور اسد
    +
پیوندها

۴۱ مطلب در خرداد ۱۳۹۵ ثبت شده است

دوشنبه, ۳۱ خرداد ۱۳۹۵، ۱۲:۱۰ ب.ظ

داستان دنباله دار فرار از جهنم: قسمت سی و دوم

( قسمت سی و دوم: گاو حیوان مفیدی است )

.

هنوز چند قدم ازش دور نشده بودم که بلند وسط مسجد داد... هی گاو ...

همه برگشتن سمت ما ... جا خورده بودم ... رفتم جلو و گفتم: با من بودی؟ ... باور نمی کردم آدمی مثل حاج آقا، چنین حرفی بزنه ...

بله با شما بودم ... چی شده؟ ... بهت برخورد؟ ...

.

 هنوز توی شوک بودم ... .

چرا بهت برخورد؟ ... مگه گاو چه اشکالی داره؟ ... .

دیگه داشتم عصبانی می شدم ... خیله خوب فهمیدم، چون به خدات این حرف رو زدم داری بهم اهانت می کنی ...

.

.

اصلا فکرش رو هم نمی کردم چنین آدمی باشه ... بدجور توی ذوقم خورده بود ... به خودم گفتم تو یه احمقی استنلی ... چطور باهاش همراه شده بودی؟ ... در حالی که با تحقیر بهش نگاه می کردم ازش جدا شدم ...

.

.

مگه فرق تو با گاو چیه که اینقدر ناراحت شدی؟ ...

.

دیگه کنترلم رو از دست دادم ... رفتم توی صورتش ... ببین مرد، به الانم نگاه نکن که یه آدم آرومم ... سرم رو می اندازم پایین، میام و میرم و هر کی هر چی میگه میگم چشم ... من یه عوضیم پس سر به سر من نزار ... تا اینجاشم فقط به خاطر گذشته خوب مون با هم، کاری بهت ندارم ... .

.

بچه ها کم کم داشتن سر حساب می شدن بین ما یه خبری هست ... از دور چشم شون به من و حاجی بود ...

.

گاو حیوون مفیدیه ... گوشت و پوستش قابل استفاده است... زمین شخم می زنه ...

.

دیگه قاطی کردم ... پریدم یقه اش رو گرفتم ... .

زورشم از تو بیشتره ... .

.

زل زدم تو چشم هاش ... فکر نکن وسط مسجدی و اینها مراقبت ... بیشتر از این با اعصاب من بازی نکن ... .

۴ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۳۱ خرداد ۹۵ ، ۱۲:۱۰
مهدی ابوفاطمه
يكشنبه, ۳۰ خرداد ۱۳۹۵، ۱۲:۰۸ ب.ظ

رژیم غذایی در کلام امام کاظم علیه السلام

۸ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۳۰ خرداد ۹۵ ، ۱۲:۰۸
مهدی ابوفاطمه
شنبه, ۲۹ خرداد ۱۳۹۵، ۱۲:۰۷ ب.ظ

چرا برخی دوست دارند عیب دیگران را افشا کنند؟

۶ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲۹ خرداد ۹۵ ، ۱۲:۰۷
مهدی ابوفاطمه
جمعه, ۲۸ خرداد ۱۳۹۵، ۰۸:۱۰ ب.ظ

مهدی جان

سالها عقل من از غیبت توحیران است/
دیدن روی مهت آه دل چشمان است/
رخ زیبای تو تاکی پس آن پرده نهان/
چه کنم مرهم تو زخم مرا درمان است/
سلامتی وتعجیل درفرجش صلوات*** یامهدی ادرکنی***
۴ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲۸ خرداد ۹۵ ، ۲۰:۱۰
مهدی ابوفاطمه
جمعه, ۲۸ خرداد ۱۳۹۵، ۰۳:۰۹ ب.ظ

داستان دنباله دار فرار از جهنم: قسمت سی و یکم

( قسمت سی و یکم: خدای مرده )

.

همه رفتن ... بچه ها داشتن وسایل رو جمع و مسجد رو مرتب می کردن ... .

یه گوشه ایستاده بودم ... حاج آقا که تنها شد، آستین بالا زد تا به بقیه کمک کنه ... رفتم جلو ... سرم رو پایین انداختم و گفتم: من مسلمان نیستم ... همون طور که سرش پایین بود و داشت آشغال ها رو توی پلاستیک می ریخت گفت: می دونم ...

.

.

شوکه شدم ... با تعجب دو قدم دنبالش رفتم ... برگشت سمتم ... همون اوایل که دیدم اصلا حواست به نجس و پاکی نیست فهمیدم ...

.

 بعد هم با خنده گفت: اون دفعه از دست تو مجبور شدم کل فرش های مسجد رو بشورم ... آخه پسر من، آدم با کفش از دستشویی میاد روی فرش؟ ... مگه ندیده بودی بچه ها دم در کفش هاشون رو در می آوردن ... خدا رحم کرد دیدم و الا جای نجس نمیشه نماز خوند ...

.

.

سرم رو بیشتر پایین انداختم. خیلی خجالت کشیده بودم ... اون روز ده تا فرش بزرگ رو تنهایی شست ... هر چی همه پرسیدن؛ چرا؟ ... جواب نداد ... .

من سرایدار بودم و باید می شستم اما از نجس و پاکی چیزی نمی دونستم ... از دید من، فقط یه شستن عادی بود ... برای اینکه من جلو نرم و من رو لو نده ... به هیچ کس دیگه ای هم اجازه نداد کمکش کنه ... ولی من فقط به خاطر دوباره شستن اون فرش های تمییز، توی دلم سرزنشش کردم ...

.

.

خیلی خجالت کشیدم ... در واقع، برای اولین بار توی عمرم خجالت کشیدم ... همین طور که غرق فکر بودم، حاج آقا یهو گفت: راستی حیف تو نیست؟ ... اینقدر خوب قرآن رو حفظی اما نمی دونی معنیش چیه ... تا حالا بهش فکر نکردی که بری ترجمه اش رو بخونی ببینی خدا چی گفته؟ ...

.

برام مهم نیست یه خدای مرده، چی گفته ... ترجیح میدم فکر کنم خدایی وجود نداره تا اینکه خدایی رو بپرستم که مسبب نکبت و بدبختی های زندگی منه .

۰ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲۸ خرداد ۹۵ ، ۱۵:۰۹
مهدی ابوفاطمه
جمعه, ۲۸ خرداد ۱۳۹۵، ۱۲:۰۶ ب.ظ

نشانه های عاقل، احمق و گنهکار

۲ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۲۸ خرداد ۹۵ ، ۱۲:۰۶
مهدی ابوفاطمه
پنجشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۵، ۱۲:۰۵ ب.ظ

عواقب روزه خواری

۵ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۷ خرداد ۹۵ ، ۱۲:۰۵
مهدی ابوفاطمه

۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۶ خرداد ۹۵ ، ۱۲:۰۴
مهدی ابوفاطمه
سه شنبه, ۲۵ خرداد ۱۳۹۵، ۱۲:۰۲ ب.ظ

مأموریت این هزار فرشته

۷ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۵ خرداد ۹۵ ، ۱۲:۰۲
مهدی ابوفاطمه
دوشنبه, ۲۴ خرداد ۱۳۹۵، ۱۲:۰۲ ب.ظ

چرا برخی افراد تکبر دارند؟

۱۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۴ خرداد ۹۵ ، ۱۲:۰۲
مهدی ابوفاطمه